العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

125

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

خود را به گردن خود ببند كه هيچ گونه بخشش و انفاقى نداشته باشى و نه تمام گشاده و به كلى باز كن كه بعد تهى دست بمانى و مورد ملامت فقرا واقع شوى . سوره اسراء 29 ) . اينها احاديثى است كه از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله رسيده و آيات قرآن هم آنها را تائيد مىكند و كسانى كه اهل قرآن هستند مضامين آياتش را تصديق داشته و به او ايمان دارند . ابو بكر هنگام مرگش بيك پنجم - مالش وصيت كرد و گفت يك پنجم كم نيست با اينكه شخص مريض تا يك سوم حق دارد وصيت كند و اگر ميدانست يك سوم صلاح است به ثلث وصيت ميكرد . سلمان و ابو ذر هم كه شما بفضل و زهد آنها معترفيد همين گونه بودند اما سلمان وقتى كه سهم خود را از بيت المال ميگرفت مقدار مخارج سالانه خود را ذخيره ميكرد به او گفتند تو با اين همه زهد و تقوى در فكر ذخيره ساليانه خود هستى و تو از كجا ميدانى شايد همين امروز يا فردا مردى در جواب آنها گفت شايد نمردم چرا شما احتمال زنده ماندن مرا نميدهيد همان طورى كه احتمال مردنم را ميدهيد آيا نميدانيد اى نادانان كه نفس انسان اگر به مقدار كافى وسيله زندگى نداشته باشد اضطراب و تشويشى دارد و در اجراء فرمان خدا سستى ميورزد ولى اگر از نظر تامين زندگى آسوده باشد آرامش قلب و آمادگى براى اطاعت احساس مينمايد و اما ابو ذر چند راس شتر و تعدادى كمى هم گوسفند داشت كه از شير آنها استفاده ميكرد و در مواقع ميل به گوشت و يا رسيدن مهمان و يا هنگام نياز ديگران كه با او ارتباط داشتند . شترى يا گوسفندى را ذبح ميكرد و مقدار رفع احتياج آنان بين آنها تقسيم مينمود و خود هم به اندازه قسمت آنها بر ميداشت - اين وضع اينها است - و چه كسى از اينها زاهدتر است ؟ و پيغمبر در باره آنها گفت آنچه را گفت و هيچ وقت اين اشخاص تمام دارائى خود را از دست ندادند و از روش شما كه ميگوئيد انسان بايد از هر چه دارد صرف نظر كرده و ديگران را بر خود و عائله خود مقدم بدارد و بدانيد و بشنويد اين حديث را كه پدرم از پدرانش از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله نقل نموده كه فرمود : عجيب‌ترين چيزها حالت مؤمن است . كه اگر بدنش با مقراض قطعه قطعه شود خير او است و اگر شرق و غرب در دست او باشد باز هم بنفع او است و هر آنچه كه خداوند برايش مقرر فرمايد خير و نفع او در او است نميدانم اين مقدار كه امروز براى شما شرح دادم كافى است يا بر آن بيفزايم . هيچ ميدانيد كه در صدر اسلام قانون جهاد اين بود كه يكنفر مسلمان در مقابل ده نفر دشمن بايد مقاومت نمايد و حق پشت كردن به جبهه را نداشت و اگر ايستادگى نميكرد جرم و گناه محسوب شده و وعده آتش به او داده ميشد ولى بعدا كه حالت ديگرى پيدا شد خداوند بلطف و رحمتش اين قانون را تغيير داد و بجاى آن يكنفر بايد فقط در مقابل دو نفر مقاومت نمايد .